خرید بک لینک
برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی دشتیقدم 7ما با فروتنی از او خواستیم تا کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.آفریدگارا،من اکنون آمادهام تا تمام خوب و بد وجودم را به تو بسپارم.تمنّا دارم یکایک نقصهای درونم را که سد راه خدمت به تو و همنوعان من است را برطرف کنی!و قدرتی عطا فرما از این پس به خدمت تو کمر بندم.«آمین»قدم هفتم جایگاه مناسبی است برای تجدید پیمان روزانه با خداوند. قدم هفتم دامنه دید شما را نسبت به شناخت خود گسترش میدهد و به شما يادآوري كند که اعمال و رفتارتان را بررسی کنید تا بتوانید نقصهایتان را شناسایی کنید و نقاط پسندیدهای اخلاقی را جایگزین نقصهایتان کنید و همین نقاط مثبت ضامن بقای شما و مهمترین دستاورد زندگیتان میباشد.تنهاترین راهکار استمرار روحانیت در درونتان انجام قدم هفتم و شناخت نقاطضعف و قوت خودتان است با انجام این قدم از هدفهای کوچک و کم محتوای زندگی دست برداشته و به سمت هدفهای بزرگ مثل بیداری روحانی قدم برمیدارید و در راه رسیدن به صفات خود که هدف خلقت انسان است از هیچ اقدامی فروگذاری نمیکنید و با تمرکز روی این هدف ارزشمند و همچنین ارزشهای معنوی و رشد روحانی که مهمترین منابع بقا هستند، یاد میگیرید با مشورت و راهنمایی و استفاده از نقاط مقابل ضعفهایتان به سمت کمال حرکت کنید. امروز میتوانید همانند ابزاری در دستان خداوند باشید و در سایهی صفات پروردگار حرکت کنید. قدم هفتم خطی بر روی فردگرایی و خودمحوریتان میباشد و بار دیگر قدم دوم در قالبی دیگر به شما گوشزد میکند که به تنهایی قادر به برطرف کردن کمبودها نیستند. از ابزار ضروری برداشتن این قدم مشورت گرفتن و همچنین مدد و استعانت از خداوند میباشد. در این قدم سعی میکنید با تجدید پیمانی کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 15:16

برگرفته از کتاب #کارگاه_بهبودی نوشته #مجتبی_دشتیما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند تمامي نقايص شخصیتی ما را برطرف کند.ای خالق پاکیها،به من قدرت رویارویی و برطرف کردن نقصهایم را عطا کن. چون با وجود آنها ملاقات من با شما به تأخیر میافتد.در من شوق رسیدن به کمال زبانه میکشد، اشتیاق و تعهدم نسبت به شما را هر روز تجدید میکنم و امیدوارم که روزی در تو ذوب شوم.«آمین»هدف در گام ششم شناسایی نقاطضعف در درونتان است و همین هدف نیروهای شما را سازماندهی میکند تا به آن دست یابید. تنها با داشتن هدف میتوان حرکت کرد.تمایل به تغییر، هدف بزرگی است که میتواند معتاد را از فکر کردن به لذتهای مواد و همچنین افکار اعتیادی دور کند و قسمتی از ذهن مشغول معتاد را به خود اختصاص دهد و چیزی را داشته باشد تا به آن بپردازد و از افکار معتادگونه خارج شود.هر چقدر که از بابت ضعفهایتان صدمه و آسیب دیده باشید به همان میزان عزمتان را جزم نموده تا سری به درونتان و نقاط تاریک وجودتان بزنید و در انجام این تغییرات درونی جستوجوگر و کاوشگر باشید. از اینکه در درونتان کاوش میکنید و ضعفهایتان را به چشم خود میبینید هراسی نداشته باشید. زیرا با ترس از تغییر کردن اجازهي رشد بیماری را در درونتان صادر خواهید کرد و هیچگاه درصدد رفع ضعفهایتان برنمیآیید.در طول دوران اعتیاد نقصها و نقابها جزيی از زندگی شما شده است که به سختی میتوان از آن جدا شد. به خود سخت نگیرید، همّت داشته باشید و از ادامهي حرکت خسته نشوید. به مسیر رو به جلو و قلهي شرافتمندانهي زندگی نگاه کنید. اطمينان داشته باشيد ماسکها برداشته خواهد شد. فقط نباید از مواجه شدن با خود واقعیتان هراس داشته باشيد تا بتوانید با انجام تغییرات اساسی در رویهتان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 4:11

برگرفته از کتاب #کارگاه_بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی8ـ من چگونه اعتماد خود را به خداوند به آنگونه که او را درک میکنم از طریق کارکرد این قدم افزایش میدهم؟با سپردن امور زندگی به دست او و دست برداشتن از جنگ و دستکاری اوضاع بايد امیدوار باشم و با ایمان به حضورش دعا كنم و از او درخواست کمک نمایم. من با استفاده از تجربهي قدم سوم و سپردن نقايص به او و باور دوستان قدیمی و اعتماد به خداوند همچنين درکی که از او در قدمها نوشتم متوجه شدم که سطح آمادگی من برای سپردن نقصها ارتقاء یافته و آنچه را که از دست خودم برنیامده از او طلب کردم. عملکرد من بهترین مصداق و نشانه برای رسیدن به اعتماد بیشتر به او و رعایت اصول انجمن بوده اين پنج قدم توانست به من کمک کند تا اعتماد کنم. زمانی که آمادگی من بیشتر شد اعتماد من به او نیز بیشتر گردید.9ـ تسلیم من در این قدم چگونه عمیقتر میشود؟تسلیم در قدم ششم یعنی آگاهی، یعنی آمادگی این را پیدا کنم تا هر کاری که نیاز باشد در ارتباط با ضعفها، متعهدانه عمل کنم، جنگ نکردن با نقايص و پذیرفتن اینکه این نقصها به دلیل تکرار به صورت عادت، جزيی از وجود من شده، درک اینکه این نقايص چه خسارتهایی به بار آورده.برای رهایی از ضعفها اگر توفیقی حاصل نشد ناامید و خسته نشوم و به مسیر رو به جلوی خود ادامه دهم و از بیان جملاتی مانند بیمارم و نقايص خودش درست خواهد شد اجتناب کنم و متعهدانه پیگیر رفع نقايص باشم با انجام رهنمودهای این قدم تاثیراتش را در زندگی شاهد خواهم بود و خود را بهتر به اصول و برنامه نیازمند میبینم و از احساس آرامش نسبی برخوردار خواهم شد. 10ـ چه اعمالی میتوانم انجام دهم، که نشاندهنده آمادگی کامل من باشد؟شناخت ضعفها و استفاده نکردن از آنها به صورت ابزاریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 4:11

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی20ـ تا چه اندازه ترس از اینکه با کارکرد این قدم تبدیل به چه نوع انسانی خواهم شد هنوز در من وجود دارد؟ آیا از زمان شروع به کارکرد این قدم تقلیلیافته است؟ تصورات بیمارگونه معمولاً تصویری از یک انسان توسریخور در پس عدم استفاده از نقايص را در ذهنم تداعی میکند و احتمال میدهم که دیگران از من سوءاستفاده کنند، بعد از رهایی از نقصها به چه انسانی تبدیل خواهم شد و در کل از راه رفتن در نور میترسم و همواره این ترسها را حفظ میکنم (قسمت دوم سوال ) ـ بله؛ بهخصوص که یک بار دیگر حضور خدا را بهتر و کاملتر درک میکنم و اين مساله را درك ميكنم که او موانع را از سر راه من کنار میکشد. باید به او اعتماد کنم و از او کمک بخواهم مطمئناً تبدیل به انسانی میشوم که بهبودی در من نهادینه شده یعنی به موقع رفتار سالم را جایگزین رفتار ناسالم میکنم. 21ـ چگونه از طریق کارکرد این قدم، در حال افزایش اعتماد خود به خداوند هستم؟ مقدار تمایلی که ما باید در قدم ششم به دست آوریم. رابطهي مستقیم با ایمان و اعتقاد ما دارد ما باید باور داشته باشیم که نیروی برتر در زندگی ما تا آن اندازه که لازم است کار خواهد کرد و تاثیر خواهد گذاشت و به همان اندازه که لازم است حضور دارد خداوند این نقايص را قدری برطرف میکند که به مسیر عادي زندگی پس امروز از سر راهش کنار میرویم و اجازه میدهیم که کار خود را در زندگی ما اعمال کند بهطور حتمي همان اندازه رشد روحانی که برای ما لازم است را تجربه خواهیم کرد.22ـ آیا امروز خود را پذیرفتهام؟ چه چیز در مورد خود را دوست دارم؟ از زمانی که این قدم را کار کردهام چه چیزهایی تغییر کردهاند؟ من امروز خود را با تمام جنبههای مثبت و منفی پذیرفتهامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 4:11

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی #مجتبی_دشتیما چگونگي دقيق خطاهايمان را به خداوند، به خود و به يك انسان ديگر اقرار كرديم.در رابطه با اصل و ذات خطاهای خود به خدا و شخص دیگری گفتیم و از راهنمایی آن شخص که این سیر و سلوک روحانی را انجام داده است یاری گرفتیم.ای مهربان بخشنده!خطاهایم را بپوشان.با تو میگویم تا خود شنوم و بپذیرم آنها را.آنگاه که کالبدم مالامال درد و رنجش و هراس است بهترین راهکار در تنهایی و سکوتم اين است كه فریاد کشم تو را.مرا دریاب که درد من تنهایی، بیکسی و دوری از توست.«آمین»حرکتی که بعد از قدم چهارم، بهبودی را استمرار و استحکام میبخشد، تسریع در انجام قدم پنجم است.قدم پنجم قدم رهایی از رنجشها و کینهها و دردهای گذشته است. در این قدم فرد از رنجشها رها میشود و راهش را به سوی خداوند نزدیکتر میکند و بهبودیاش را استمرارمیبخشد. قدم پنجم هدفش نزدیک كردن رابطهي شما با خداوند و از بين بردن فاصلهي بين این رابطه است.شما در اين جا بايد لیست و ترازنامههایی را که شیوهي نوشتنش را در قدم قبلی آموختید تهیه نموده و با مشورت با راهنما یا کسی که این قدم روحانی را طی نموده یک بار دیگر در پیشگاه خداوند بازگو کنید. بازگو کردن آن در محضر خداوند به صورت زبانی به شما کمک میکند که از نیروی خداوند برای بخشیدن و بخشیده شدن بهرهمند گردید. قدم پنجم عهد و پیمانی است با خود که دیگر نقايص و خطاها و اشتباهات گذشته را تکرار نکنید و همچنين تمرینی برای بخشیدن دیگران است. در این قدم یاد میگیرید که دیگر به خاطر مسايل کوچک و پیشپاافتاده و برداشت ناصحیح و یکطرفهي خودتان از دیگران رنجیدهخاطر نشوید. قدم پنجم دری به سوی زندگی سالم و ایجاد رابطهي سالم و منطقی با دیگران اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 10:24

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی #مجتبی_دشتیمرکز فروش کتب تالیفی جناب آقای مجتبی دشتی آسیب شناس و روانشناس 09127004632 و 091235302609ـ کسی که قدم پنجم مرا گوش میکند چه مشخصاتی دارد که مرا جلب میکند؟دوازده قدمی باشد، دل بزرگی داشته باشد، روحانیت داشته باشد، مثل خود من بیماری اعتیاد داشته باشد تا مرا سرزنش نکند و راهنما داشته باشد. غمخوار، درستکار و با بصیرت باشد، مرا همانطور که هستم بپذیرد و قضاوت نکند و در ضمن به حضورخداونددر زندگی و اصول دوازده قدم اعتماد و ایمان داشته باشد. 10ـ این مشخصات او چگونه به من کمک میکند تا بهتر و موثرتر اقرار کنم؟موجب میشود که به او اعتماد بیشتری کنم، او نیز مرا درک میکند، ترسهایم کمتر میشود و میدانم که شخصی که میخواهد به من کمک کند واسطهای هست بین من و خداوند و دچار سردرگمی در بهبودی نیست و آرامش نسبی دارد و میدانم که در رابطه با چگونگی به وقوع پیوستن خطاها در من ، گمنامیام را حفظ میکند و موجب میشود در کنار او آرامش وحضور خداوند را بهتر درک کنم. ترسهایم کمتر میشود، دست از افکار بیهودهي خود برمیدارم و شخصیت مثبت او مرا تشویق به کمک گرفتن می نماید. 11ـ آیا تمایل دارم به شخصی که قرار است قدم پنجم مرا گوش کند، اعتماد کنم؟بله، چون تا به امروز اعتماد من موجب شد در بازیابیام کمک کند. اگر اقرار و اعتماد نکنم بازیابی من در نقطهای متوقف خواهد شد و بیماریام دوباره عود خواهد کرد. هرگاه تمایل پیدا میکنم تا با او اعتماد کنم شرایط به بهترین شکل ممکن مهیّا میشود. 12ـ از آن شخص چه انتظاري دارم؟انتظار دارم تمام حرفهای مرا گوش کند. نقاطضعف مرا درک کند، گمنامی شخصی مرا حفظ کند، اگر احتمالاً راهکاری برای رفع خطاهای من دارد ارايادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 10:24

برگرفته از کتاب #کارگاه_بهبودی نوشته#مجتبی_دشتی 21ـ نگاه واقعبینانه به خود، چه ارتباطی با فروتنی دارد؟این نگاه نسبت به خود موجب میشود هیچگاه فراموش نکنم من دارای یک ظرفیت هستم مثل تمام انسانها نه بیشتر نه کمتر. تمام واقعیت خود را به دور از انکار ببینم و این نکته را در نظر داشته باشم همان طور که من اشتباه میکنم دیگران هم میتوانند مرتكب اشتباه شوند. به همین دلیل هیچ کس را نه از خود کمتر نه بیشتر میبینم و در مورد خود غلوّ نمیکنم. مسوولیت رفتارم را میپذیرم و نقاب نمیزنم. با کنار گذاشتن غرور ، حس مسوولیتپذیری در من زیاد خواهد شد. با فروتنی حضور خداوند را درک میکنم و از اتصال به منبع فیض او از دردها رهایی مییابم ميپذيرم كه من معتادم و از یک سلسله افکار معتادوار تبعیت میکردم. راه اشتباهی را که تا به امروز طی کردهام را رها نموده و راههای دیگری انتخاب و امتحان میکنم در واقع با نگاه واقعبینانه به خود و بالا بردن سطح آگاهی راه جدیدی پیدا خواهم کرد.22ـ تمرین اصل روحانی صداقت با خود چگونه به من کمک میکند تا خود را بپذیرم؟صداقت موجب میشود به خود دروغ نگویم و نیز خود را باور کنم خود را بهتر ببینم و بشناسم. آنچه را که هستم بپذیرم نه بیشتر نه کمتر با داشتن صداقت متوجه میشوم تافتهي جدابافته نیستم،من یک معتادم.صداقت همه آن چیزی است که پیرامون من اتفاق میافتد، صدقت باعث ميشود كه من تمام نقاط ضعف و قوت خود را بهتر ببینم و سعی در برطرف کردن آنها کنم (به تعادل رساندن). با تمرین صداقت به آزادی بیشتری میرسم. زمانهایی که مسايل آن طوری که من فکر میکردم پیش نرفت و از پذیرش خود دور شدم در اصل صداقت را فراموش کرده بودم. وقتی که خود را صادقانه به عنوان معتاد مرور میکنم بهتر مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 10:24

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی41ـ در رابطه با خانوادهام آیا گاهي فکر میکنم که در یک چرخهي معیوب و تکرار مکررات و بیهیچ امیدی برای تغییر گیر کردهام؟ آنها چه بودهاند؟ نقش من در تداوم آنها چه بوده است؟بله ـ زمانهایی که هیچ گامی برای تغییر رفتار برای بهتر شدن رابطههایم برندارم تکرار مکرّرات اشتباهات و رفتار از روی اجبار و عادتهاي خودمحورانه تنها راهحل مشکلاتم میباشد و اغلب که خواستهام طبق عقاید گذشته به خواستههایم دست یابم زمانهایی بوده که احساس کردهام در چرخه، معیوب زندگی دست و پا میزنم. همیشه این تکرارها به خاطر عدم آگاهی و بلد نبودن راهحل صحیح برخورد و تصمیمگیری در بحرانها و مشکلات بوجود میآید كه در این مواقع نقش من تثبیتکنندهي راهحلهای نامناسب و اجباری و درماندگی و عاجز در مقابل راهی مناسب خواهد بود.42ـ چگونه از ایجاد صمیمت با دوستان ـ شرکا ـ همسرـ خانواده خود اجتناب میکردم؟صمیمیت در صداقت و راستی بوجود میآید، زیرا همیشه احساس توقع و مطالبه از دوستان داشتم و رنگ و بوی صمیمیت قلبی در روابطم با دوستان مشهود نبود. با شرکا اگر بیشتر نزدیک میشدم برای سود بیشتر بود اگر کمتر ارتباط میگذاشتم میترسیدم از من سوءاستفاده کند. دلیل اصلی خشونت ما در خانواده ترس از مورد سوءاستفاده قرار گرفتن است و دلیلش اين است که ما رابطهي صحیح را بلد نیستیم چون حد و مرزها را نمیشناسیم. با همسرمان زیاد نزدیک نمیشدیم و همه اسرارمان را بازگو نمیکردیم؛ زیرا میترسیدیم که گمنامیمان را بکشنند و در آینده از آن به عنوان حربهای علیه خودم استفاده کنند براي همين من هميشه خانواده را برخلاف جریانهای خود میدیدم و همیشه آنها را مخالف عقاید شخصیام قلمداد میکردم.43ـ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 23:09


اینجانب سیماغفاری مددکار اجتماعی که در این وبلاگ سعی دارم اصول دوازده قدم در پروسه بهبودی افراد بهبود یافته و همچنین روال معنوی که در آثار استادمجتبی دشتی  مخصوصا فصل اول، فصل دوم، فصل سوم و سخن عشق را پیشکش شما عزیزان کنم

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 23:09

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی25ـ چه کسی یا چه چیزی احساسی را در من برمیانگیخت؟ آن احساسات چه بودند؟ در چه موقعیتی بودم؟ نقش من در هر یک از آن شرایط چه بود؟ تمام افراد یا رویدادها یی که احساسات مرا برمی انگیختند ، چون در مواجه شدن با آنها شناخت و راهکاری نداشتم، جاهایی که مسلط برآن احساس می شدم به کام خود و لذت جویی ام از آن بهره می بردم و اگر آن احساس فراتر از انتظار من بود معمولا در بروز عملکرد در مقابل آن احساس ترس بسراغم می آمد .قسمت سوم سئوال - تنها نقش من به اجرا گذاردن آن احساس بود بدون در نظر گرفتن پیامد آن. 26ـ چه انگیزهها و یا چه اعتقاداتی داشتم که باعث شدند من در آن شرایط آنگونه عمل کنم؟ #مجتبی_دشتیتمام انگیزه و اعتقادات من بر اساس خودمحوری ، لذت جویی و بدون تعقل و تفکربود و وقتی در شرایط مختلف از آنها بهره می جستم معمولا با احساساتی که معمولا دردسرساز ، مشکل آفرین و دردناک بود مواجه می شدم.27ـ من با احساساتم وقتی آن را شناسایی میکنم چگونه رفتار میکنم و در مورد آن چه کاری انجام میدهیم؟در گذشته در رابطه با بروز احساساتم از روی عادتهاي خودمحورانه و اجبار رفتار میکردم اما امروز سعی میکنم آنها را دستهبندی کنم تا از روی عادتهاي خودمحورانه و اجبار نباشد همچنين قبل از اقدام و عمل، آنها را در ذهن خود بررسی میکنم و به عقوبت بروز آن احساس هم فکر میکنم و نقاط منفی و مثبت آن را شناسایی کرده و به مرحلهي عمل و رفتار میرسانم.28ـ در مورد چه کسی یا چه چیزی احساس گناه و خجالت میکنم؟ شرایطی که باعث به وجود آمدن این احساسات شد را توضیح دهید؟وقتی رفتار بد و زشتی که وجدان درونیام را آزار میدهد انجام میدهم احساس گناه و خجالت نسبت به خود؛ دیگران و خداوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 1 خرداد 1403 ساعت: 17:07

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی ویراست و چاپ دهم37. چه شهود و مدارکی دارم که دیگر میتوانم با دلگرمی به بهبودی خود اعتماد کنم؟امروز بهترین شاهد حضور خداوند در زندگی است، به او اتکا میکنم و اعتماد دارم و همچنین شواهد دیگری از قبیل: معجزهي از بین رفتن وسوسهها، افکارم کمتر با زشتیها هماهنگ میشود، امروز ترسهایم کمتر شده، پاک هستم و دغدغه مصرف مواد را ندارم حتی در سختیها و مشکلات، با راهنمایم مشورت میکنم. امروز با اصول روحانی زندگی میکنم و آرامش بیشتری دارم، وقتی دعا میکنم از خودپسندی و خودخواهی دور میشوم، امروز فقط خود را نمیبینم و حضورخداوند در زندگیام کار میکند. 38. اخیراً چه کاری کردهام که نشاندهندهي تعهد من به بهبودی و به کارگیری برنامه باشد؟ (مثال پست خدماتی در برنامه قبول کردهام؟) آیاموافقت کردهام راهنمای دیگرمعتادان درحال بهبودی باشم؟آیارفتن درجلسات علیرغم هرگونه احساسی که داشتهام ادامه دادهام؟آیابه کارکردن باراهنمای خود حتی اگر اوحقیقت تلخی را به من گفته باشدیاراهکاره ایی را به من پیشنهادکرده باشدکه موردپسند من نبوده ادامه دادم؟خدمتهایی که در برنامه به عهده میگیرم، با وجود احساسات بد و خوب ، باز در جلسات حضور دارم و مشارکت میکنم، کارکرد قدمها، اصل تعهد تصمیم گرفتن برای واگذاری و سپردن امور به دستان مهربان خدا و تکرار آن حتّی اگر به نظرمان اتفاق مثبتی رخ ندهد اصل تعهّد را باید با تاکید و تایید به صورت مدام و منظم به عمل درآوریم.39. آیا هیچ بهانه و دستاویزی برای تصمیم گرفتن جهت واگذاری و سپردن اراده و زندگی خود به مراقبت خداوند دارم؟یکی از بهانهها و دستاویزها میتواند این باشد که من در پس سپردن نمیدانم که شرایط زندگیام چگونه خواهد شد. آادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 20 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:15

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی ویراست و چاپ دهمقدم 4ما یک ترازنامهي اخلاقی بیباکانه و جستوجوگرانه از خود تهیه کردیم.ای مهربان بخشنده!مرا انگیزهي بخشش عطا کن.تا با بخشش دیگران حضورت در درونم فزونی یابد.کمک کن بار رنجشها و کینهها را از دوشم بردارم. كه چون حايلی است بین من و تو. وقتی از دردها و رنجشهای درونی خلاص میشویم. دیدارمان وضوح بیشتری پیدا میکند.من چشم بر زشتیها میبندم، چون تو همه را نکو خلق کردی.مرا سیرتی زیبا و قلبی بیکینه عطا فرما.در گام چهارم، با گرفتن چندین ترازنامه از جمله تراز رنجشها، ترسها و سوءاستفادهها میتوانید بیشتر به ماهیت بیماریتان پی ببرید فقط نباید از جستوجو در درون خود هراس داشته باشید. دست به قلم شدن و مرور گذشته خود و نوشتن دردها و رنجها و ترسها ،کمکتان میکند. امید به رهایی داشته باشید تا درب جدیدی روی زندگیتان باز شود با اين كار ديگر نگاهتان به زندگی از روی غبطه، ناامیدی و ترس نخواهد بود و با خواندن ترازتان در قدم بعدی یاد میگیرید که خود را ببخشید و تمرینی باشد برای بخشیدن دیگران که سود روحانیاش عاید خودتان میشود و در نهایت به آرامش خواهید رسید. در ضمن مسبب وصل شدن شما به خداوند و برداشتن سدهای بین شما و او میشود. نویدی که میتوان داد با برداشتن اساسی و صحیح این قدم روحتان شفا خواهد یافت و حتی وسوسههای افراطی در مورد میل به مصرف را از دست خواهید داد. با برداشتن این گام آن شخصیت خود ساخته و دروغین از درونتان رخت میبندد زیرا که در مسیر بهبودی و بازیابی نیازی به آن شخصیت نیست. ارزیابی و جستوجویی که در خودتان میکنید با این هدف معنا پیدا میکند که شناخت بهتری از خودتان بروز احساساتتان، طرحها و زمینههای شکلگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 20 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:15

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی ویراست و چاپ دهماز سئوال دوازده تا بیست مثالی را جهت بهتر نوشتن ترازنامه مورد بررسی قرار می دهیم.12ـ از چه کسانی رنجش دارم؟ (توضیح دهید چه اتفاقی یا شرایطی باعث این رنجش شد) کلاس پنجم ابتدایی بودم و معمولا بعلت تاخیر اتوبوس شرکت واحد دیرتر به مدرسه می رسیدم ، به خاطر همین موضوع ، ناظم مدرسه بارها مرا تنبیه کرده بود و نسبت به او خشم و کینه به دل داشتم.13ـ از چه سازمانهایی (مدرسه، موسسه دولتی، مذهبی، مدنی) رنجش دارم؟ (توضیح دهید چه اتفاق یا شرایطی باعث این رنجش شد) همانند سئوال 12رنجش های مان می تواند از افراد حقوقی مانند ادارات ، مدرسه و...باشد ، ناگفته نماند شاید در طرح رنجشی که آورده ایم هم از فرد و هم از موسسسه یا اداره رنجش داشته باشیم که این رنجش من از ناظم منتهی به رنجش از مدرسه هم شده بود 14ـ انگیزهها و اعتقاداتی که باعث شد تا من در آن شرایط به این شکل عمل کنم چه بودند؟ در شرایط موجود من ناتوان بودم زیرا از نظر جسمی توانایی مقابله با او را نداشتم و چون نمی توانستم دلیل واقعی دیر آمدنم را بیان کنم و در اصل یاد نگرفته بودم احساساتم را در میان بگذارم مجبور بودم به کینه ای که نسبت به او در دل داشتم بسنده کنم تا در زمان مناسب انتقامم را بگیرم. 15ـ عدم صداقت من چگونه به شدت این رنجشها افزوده است؟ من نقش خودم را نمی دیدم و برایم قابل درک نبود که دیر آمدنم به نوعی ، نظم و انضباط و مقررات مدرسه را برهم می زند با خود می گفتم که آنها باید شرایط مرا درک کنند و هرچه خود را بیشتر محق می دیدم دنجش بیشتری را با خود حمل می کردم.16ـ چگونه عدم توانایی یا عدم تمایل من برای تجربه کردن بعضی از احساسات باعث به وجود آمدن رنجش شد؟در این رنجش قسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 20 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:15

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتیhttps://s6.uupload.ir/files/۲۰۲۴۰۱۱۳_۲۲۳۳۱۹_xu1c.jpg12. تفاوت بین نیروی ارادهي من با نیروی ارادهي خداوند چه میباشد؟همان قدر که شباهت بین من و خدا وجود دارد تفاوت بین ارادهي من و ارادهي او وجود دارد. من برای تامین معاش روزانهي خود دچار ترس میشوم ولی او معاش میلیاردها جاندار را تامین میکند و ترسی هم ندارد. با استفاده از نیروی من نمیتوان برتمام نیروها فاتح شد ولی با استفاده از نیروی او میتوان بر تمام مسايل پیروز شد ارادهي من محدود است اما ارادهي خداوند نامحدود، من مسايل را طبق منافع خودم برنامهریزی میکنم ولی خداوند طبق منافع جمع، من جز هستم و او کل، من در کارهایم تعادل ندارم ولی او متعادل است. ارادهي من قدم ششم است اما ارادهي او قدم هفتم، در ارادهي من ترس وجود دارد ولی ارادهي او عشق وجود دارد، ارادهي من در بسیاری از مواقع منفی و مخرب است با زیربنای ضعفهای اخلاقی در صورتی که اراده خداوند در جهت آرامش هر چه بیشتر بندگانش میباشد و در جهت بالا بردن آگاهی انسانها، و در کل در بیشتر موارد ارادهي ما در ترس، رنجش، محرومیتها و خودمحوری خلاصه میشود اما ارادهي خداوند در ارزشها میباشد.13. آیا در بهبودی زمانهایی بوده که احساس کنم ارادهي زندگیام را به دست خود گرفتهام؟ چه چیز باعث هشدار به من شد؟ چه اقدامی کردم تا خود را به قدم سوم دوباره متعهد کنم؟بله، زمانهایی که سعی میکنم ارادهي شخصیام را به جای مشورت و نظرخواهی در زندگی اعمال کنم یا بر روی چیزی پافشاری و اصرار دارم.اقدامی که لازم است برای تعهد قدم سوم: اعلام عجز و ناتوانی، کمک خواستن از خداوند و امور را به او سپردن، شناختن ارادهي شخصی و ارادهي سازنده (خداوندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 30 فروردين 1403 ساعت: 12:36

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی ویراست جدید چاپ دهم23. فهم مراقبت برای من چه میباشد؟مراقبت: یعنی اینکه خود را به مراقبت خداوند بسپارم، مراقبت سپردن است. مراقبت سلب مسوولیت و اختیار نیست، مراقبت مجادله با خداوند نیست. مراقبت یعنی نگهداری، حفظ و دور نگهداشتن از آسیب، حفاظت نمودن، هشیار بودن و مواظبت کردن. کنترل کردن با مراقبت کردن بسیار متفاوت است کنترل کردن یعنی دخالت، مراقبت یعنی محافظت و احاطه برای نگهبانی24. سپردن اراده و زندگیام به خداوند برای من چه مفهومی دارد؟یعنی اجازه عملکرد دادن به خداوند در اراده و زندگیمان و درک حضورش در تمام مراحل زندگی، دست برداشتن از ارادهي شخصی، دست برداشتن از کنترل کردن باید به او اعتماد کنم. با سپردن اراده و زندگیمان به خداوند ما به خود اجازه میدهیم به نیرویی عظیم دسترسی پیدا کنیم و مطمئناً راهحلهایی که از یک اساس روحانی یعنی خداوند نشات میگیرد مسلماً از راهحلهایی که ما به تنهایی اتخاذ میکنیم ارجحتر است. .( منبع قسمتی از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی چاپ دهم@socialpathologist)25. زندگی من به چه شکل ممکن است تغییری کند اگر که تصمیم بگیرم آن را به خداوند بسپارم؟زندگی گذشته با رفتار خودمحورانه ما تبدیل شده بود به زندگی مملو از زحمت، سختی، شکست و ناکامی اما با سپردن به خداوند از آشفتگیها خلاص خواهیم شد چون که نیرویی عاشق و مهرباني هست که از ما مراقبت مينماید. امروز چشمانم را به روی او باز میکنم و به مرور دست از کارگردانی زندگی خود و دیگران برمیدارم. ترسهایم کمتر میشود. اگر اعتماد کنم بدونشک آرامش بیشتری خواهم داشت و این صرفاً با ایمان من اتفاق خواهد افتاد من با سپردن زندگیام به این دوست مهربان هیچ ترسی نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 30 فروردين 1403 ساعت: 12:36

صفحه بندی